هوم

ذهن های پر دود
با ژستی هنرمندانه
تیپی روشن فکرانه
آرمانی خیابانی
با درکی به پوچی یک بنیاد
که می خندد بر دیگران
تا نخندند بر او
را تنها رفتاری دلقک وار سزاوار است
نه بحث با قهوه
و نه راه پر پیچ و خم کوهستان
در لا به لای ترافیک و کتاب و باران
خویشتن محو, محو
دوباره به دنبال معنای خود
در به در سر به هر کوی و کتاب دودآلود
می کشیم؟
عکس: عکس, نمایان گر باغی است که در بچگی به دنبال تمشک و گنج لا به لای درخت های بزرگ و بلندش می گشتم, بعد از سال ها, برگشتم و نفهمیدم چگونه اندیشه ای تمام درخت ها را قطع کرده, به جز یک لیمو و یک نارنگی و به جایش نهال هایی کاشته که هر چه زور می زنند رشد نمی کند. تنها حس آشنا همین حوض سیمانی بود و گلی ساعتی, نه حس من مثل سالها پیش بود و نه هیچ چیز دیگر. جای پرچین های چوبی با سیم خاردار که رویش را تمشک و گل انار پوشانده هم دیوارهایی سیمانی, زشتنمایی می کنند.
0 Comments:
Post a Comment
<< Home