Sunday, November 30, 2008

هوم


پیش ن: چهار دانشجوی علامه ای در اوینند و تو خبر ها بود که مهدیه کارش به بهداری هم کشید. اول فکر کردم مثل همیشه اطلاعات گرفته و بعد فهمیدم نخیر به شکایت رئیس دانشگاه در بند عمومی هستند. بیشرفی تا کجا؟ رئیس دانشگاه یا یه حیوون به تمام معنی
ایوید
تجربه خوبی بود میتونم بگم تا به حال این همه فمینیست یک جا ندیده بودم. فمینیستهایی از کشورهای مختلف , با روشها, رنگ و نژاد و دغدغه هایی متفاوت و به همون اندازه شبیه به هم. خیلی ناگهانی پیش اومد که برم و یکدفعه با موقعیتی روبه رو شدم که باید یک شبه متنی رو بنویسم و فرداش به اینگلیسی ارائه کنم. و اداره ی میز و امضاها, در کنار دیگر دوستان. آشنایی با فمینیستهای آفریقایی, عرب, افغانی, فلسطینی, پاکستانی و.. برام جالبتر از اروپایی و آمریکایی بود که به قول خودشون فعالیتشون محدود به تیبل ورک که قبلا کم و بیش با مدل کارشون آشنا بودم, بود. جالب تر اونکه بسیاری از اینها کمپین رو می شناختند و از ما سوال می کردند, فلسطینی با شوخی به دوستم گفت امضا نمی کنم. اگر بکنم حماس خوشحال می شه آخه با دولت شما رفیقه. من خیلی تعجب کردم جدا نمی دونستم در سطح خاور میانه به خصوص, انقدر شناخته شده هستیم و انقدر با گرمی مارو تشویق به ادامه ی کار می کنند. فعالین آفریقایی با مشکل؟ وحشت؟ جدا نمی دونم چی اسمشو بذاریم رو به رو بودند. و اون هم باندهای تجاوز و آدم کشی که قربانیان خودشون رو از میان فعالین زنان و فمینیستها انتخاب می کردند و دولت آن کشورها کاری برای جلوگیری از این انجام نمی داد. در تظاهرات خیابونی که ما هم شرکت کردیم با موارد مختلف این قتل ها اسامی ای که با آواز و ریتمی آفریقایی خونده می شد و پلاکاردها ی متعدد و تی شرت های بنفش یک شکل آشنا شدیم. آوازهای جمعی به نهایت زیبا, که گاهی به رقص گروهی- جنبشی هم منتهی می شد. ها داشتم فکر می کردم تو کشور ما هر سه تاش جرم است و بر هم زدن نظم عمومی و اقدام علیه امنیت ملی و...و ما هم مثل تعداد زیاد دیگر شرکت کنندگان ایوید به اونها پیوستیم. موردی رو مثال می زدند که به خانه ی دو زن فمینیست حمله شده بود پس از تجاوز یکی در جا کشته شده و دیگری سه روز بعد در بیمارستان جان باخته بود و این باند شناسایی و دستگیر شده, ولی پس از مدت کوتاهی از زندان آزاد می شوند و هیچ تضمینی نیست که دوباره این کار رو انجام ندند. اونجا هم برخورد پلیس چندان جالب نبود اما بسیار انسانی تر از پلیس های خودمون بودند حداقل حالا نمی دونم چون خارجی زیاد بود این طور بود یا کلا انسان ترند؟ اما به خصوص اون پلیس سفید سیبیلوی جلو در دادگستری همرو یه جوری نگاه می کرد که انگار به بند کفش چپم هم نیستید اگر دستور داشتم نشونتون می دادم. کلا آفریای جنوبی هم جای عجیب و زیبایی است. آدم فکر می کنه که حداقل تو آفریقا نباید تبعیض نژادی باشه اما شاهد تبعیض نژادی بسیار شدید تر از اینورا بودم. تقریبا سیاه ها و سفیدها کافه ها و رستوران ها و کلوپ های مخصوص خودشون رو داشتند. نه تنها تبعیض نژادی که تبعیض لباسی هم دیدیم. از جلوی کلوپ رقصی رد می شدیم که اخطار لباسی شو دیدیم. نو تی شرت نو کفش اسپرت نو صندل. خلاصه فقط تریپ دافی می پذیرفتند. به نظرم این رفتار هیچ فرقی با حجاب اجباری نداره. تحمیل نوعی پوشش. در محیط کار اکثرا کارفرما سفید بود و کارگرها تقریبا بدون استثنا سیاه.
حلبی آباد بزرگی که در راه فرودگاه دیدیم و می گفتند حدود یک میلیون نفر در اونجا زندگی می کنند , تجاوز, دزدی, فقر. تصور زن بودن و فمینیست بودن در این جامعه برای من غیر قابل تصور و شجاعتی زیاد می خواهد. با تمام مشکلات آفریقایی ها انسانهایی فوق العاده مهربون هستند و به قول ما مهمان نواز.
این بخش یک بود و بخش دو راجع به پنل می نویسم. بخش سه هم زیبایی های طبیعی و باقی نکات. عکس هم ندارم. بعد اون همه جا به جایی که من موندم آخر و حوضم هیچ کدوم از اعضای خانواده مسئولیت گم کردن شارژر دوربین منو به عهده نمی گیرن و من موندم شارژر بدبخت من قاطی چمدونهای کدوم یکی رفته کجا؟ ایران؟ آمریکا ؟ خونه ی بخت؟. باسن من هم فراختر از اونه که برم ببینم کجا داره بخرم.

2.

داشتم تعریف های این بابا, وبر رو راجع به اعمالمون می خوندم که رسیدم به عمل ارزشمدار: عملی است که اعتقاد به ارزش مطلق آن عمل, بدون اعتنا به عواقب آن, به ما القا و تحمیل می کند- حال بنا به هر چی کلمه که دلتون بخواد.
و بلافاصله اون جمله ی معروف که نمیدونم مال کولی های کجا بود و در یک مستند تلویزیونی شنیده شد و عاشقش شدم اومد تو ذهنم. ولگرد ها راه را نوعی وطن می انگارند. و دقیقا اولین و مناسب ترین عملی که با توجه به این تعریف اومد تو ذهنم, ولگردی بود. ارزشمند ترین عمل روی زمین, باور کنین من حداقل سه سال سابقه ی حرفه ایش رو دارم. چیزهایی که تو ولگردی می بینیم و اتفاقهایی که می افته تقریبا یک درصدش ممکنه در راه های هدف دار بیافته. من اینجا همه را به ولگردی تشویق می کنم تا جایی که می دونم اشائه ولگردی جزء بند های مجازات اسلامی وبلاگ ها قرار نداره ( ها ها) راستی اون مصوبه ی مجازات اسلامی که می گفت وبلاگ نویسها رو بدون گذروندن روال طولانی و عادی سریعتر اعدام کنند تصویب شد؟
با دوستی سر موضوعی بحث می کردیم که بنویسیم یا ننویسیم. اگر بنویسیم می گویند اطلاعات خود را دستی دستی دادی دست اطلاعات و پس فردا چوبی می شود در ماتحتمان و اگر ننویسیم دست به خود سانسوری زدیم که میگن از سانسور رسمی هم بدتره. برای مقابله با اطلاعات دست به کشتن اطلاعات درون خود نزنیم ( خرسی رحمت ا...). الان همین رو هم که نوشتم بعضی می گن مگه چی کار می کنی که می ترسی, هیچ, فقط فکر می کنم که فکر می کنم. خلاصه هر چی بگی یکی یه چی می گه. بعد چون فکر می کنن هدفدار و با قصد داری می گی دو دسته می شوند. دوست یا دشمن. و همه شروع می کنند هدفدار ساپورت کردن و یا ترور کردن. الان یکی میگه بالام جان دچار توهم و بدبینی شدی برو دکتر. بابا خودم رو نمی گم که تمام جریاناتی که داره اتفاق می افته و می بینم رو میگم.

بس زود
دیگر بار می خندم:
اما هرگز وامدار دشمن
نی ام
اکنون میان دو هیچ- نیچه

4 Comments:

Blogger hiva said...

golabi!
1. donbale shargeret to internet begard, nemikhad matahte farakhetr o boland koni beri dame dare dokoun!
2.ghazie vebr o aamal chie? bishtar tozih bede!
3.esme in barname mostanad ro migi? besyar alagheman dshodam be peyd akardanesh; az hadaf dar boodan ke be jae naresidim,bebinam az koli boodan koja ro migiram!

Wednesday, December 03, 2008 1:29:00 PM  
Blogger Nil said...

ha2 boro ketabesho bekhoon ;))
3. yadam nis baba jan kheili vaght pish televisione iran az in mostanada dasht pakhsh mikard didam, kolan age yadet bashe mostanado sinema 4 o in barnameharo faghat mishod did

Tuesday, December 09, 2008 6:16:00 AM  
Blogger Nil said...

albate inja ke hamoonaram nemishe did

Tuesday, December 09, 2008 6:16:00 AM  
Anonymous Shahriar said...

"بخش سه هم زیبایی های طبیعی و باقی نکات"
man be shakhse montazere baghi e nokat hastam :D

rastii Nilou "Tip e Dafi" ro kheili bahal oomadi :D

Wednesday, December 10, 2008 9:46:00 PM  

Post a Comment

<< Home