Tuesday, April 18, 2006

چرت و پرت گویی در باد

هوا ابری بود باد میومد یه ساعت بین کلاسها بیکار بودیم رفتیم بام تهران و اون بالا توی باد بستنی خوردیم و نیم ساعت دیر رسیدیم سر کلاس.
کلی کار دارم انجام بدم اما نشستم و در قند هندوانه خوندم آخه هوا ابری بود و باد میومد و من از اونجا که معمولا سه تا کتاب رو با هم میخونم تموم کردنشون خیلی طول میکشه و متناسب با روحیم هر روز یکیشون رو میخونم و امروز باد میومد.
امروز به چند نفر فکر کردم آخه هوا خیلی ابر بود و باد میومد.
امروز فهمیدم یه مقاله چه حرفهای عجیبی به دنبال خودش داره که با اینکه یه هفتس چاپ شده حرفها امروز به گوشم رسید لابد چون هوا ابری بود و باد میومد.
امروز خیلی از تصمیمهایی رو که قبلا گرفته بودم رو باد برد و چند تا تصمیم جدید گرفتم چون , هوم میدونم
بقیه اش رو.
من دیوانه امروز
خودم را در انعکاس پنجره ای که ناگاه
در هم کوبیدش ,باد
دیدم .
قهقه میزدم بر
دفتری با خط خویش
هوا ابری بود و...

پ ن: خود درگیری خوب است یا بد است؟

9 Comments:

Anonymous Anonymous said...

هوم
خود درگیری خوب است
لابد چون هوا ابری
بود و باد میومد
قند هندوانه
??

Wednesday, April 19, 2006 12:23:00 AM  
Anonymous nina said...

behtarin dargiriye donyast...

Wednesday, April 19, 2006 7:24:00 AM  
Anonymous p said...

kodoom maghaaleh? doost daaram bekhoonam agar siasi nist. taa injaa keh man didam badan beh kheili az khod dargiriyaam khandidam.

Wednesday, April 19, 2006 4:14:00 PM  
Anonymous Anonymous said...

what's your decisions?

Wednesday, April 19, 2006 5:43:00 PM  
Blogger Nil said...

در قند هندوانه نوشته ی ریچارد براتیگان.
فعلا که نمیتونی بخونی چون اینجا نیستی :)

Friday, April 21, 2006 12:12:00 AM  
Anonymous Anonymous said...

رمان "در قند هندوانه" نوشته "ريچارد براتيگان" و ترجمه "مهدي نويد" توسط نشر "چشمه" روانه بازار كتاب شد.

"مهدي نويد" در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه ايلنا گفت: "ريچارد براتيگان" رمان "در قند هندوانه" را سال 1964 نوشت و آن را چهار سال بعد در اوج جنبش هيپي گري منتشر كرد.پس از انتشار اين رمان به مانيفيست جنبش هيپي گري تبديل شد و بارها زير چاپ رفت.
وي در ادامه تصريح كرد: جامعه اي كه "براتيگان" در اين رمان وصف مي كند، در واقع يك دهكده جهاني است كه در مرحله پيشاصنعتي قرار دارد؛ 375 نفر در اين دهكده زندگي مي كنند، چند نفري در IDEATH ،عده اي هم از جمله راوي داستان و معشوقش، "پائولين" در حوالي اين مكان در كلبه اي متروك سكونت دارند.
مترجم "دست آخر" با اشاره به ساكنان اين منطقه كه از راه كشت هندوانه و محصولات ديگر گذران زندگي مي كنند، گفت: كشت هندوانه تنها صنعتي است كه در اين مكان وجود دارد، به چنين جامعه اي كه صنعتي نيست و مانند جوامع پيشامدرن كشاورزي در آن رواج دارد و مظاهر صنعت مانند اتوموبيل و برق راه نيافته است و در نتيجه از خشونت و جنگ و آلودگي محيط زيست هم نشاني نيست، اينها همه نمايانگر آرمان ها و تصورات نسلي است كه در واكنش به جنگ و قيام و سياست هاي امپرياليستي آمريكا به طبيعت سادگي و عشق گرايش داشت.
نويد افزود: اين نسل گمان مي كردند با پشت پا زدن به دستاوردهاي صنعتي, رفاه و طبقه متوسط شهري و روي آوردن به يك زندگي روستايي مي توانند به راهي جز راه پدران خود بروند و خوشبختي را از اين راه بدست آورند.
نويد با اشاره به اينكه انديشه اين نويسنده بيزار از خشونت در دهه جنجالي 70 و 60 در اوج جنبش هيپي گري و تحت تاثير آن شكل گرفت، ادامه داد: "براتيگان" با انتشار رمان "صيد قزل آلا" در آمريكا به شهرت و محبوبيت كم نظيري دست يافت.
وي در ادامه خاطرنشان كرد: "براتيگان" در آثارش از زباني ساده و بي پيرايه سود جسته است و در مجموع حد فاصله اي ميان زبان گفتار و نوشتار است و ويژگي هر دو زبان در آثار او مشاهده مي شود. زبان او از يك سو صداقت و سادگي و زبان گفتار را دارد و از سويي ديگر در تشبيه و تلويح به زبان نوشتار نزديك مي شود، اين چندگانگي از راه زبان به ساختار داستان راه مي يابد.
نويد با اشاره به رمان هاي "براتيگان" كه بدون استثنا در چند لايه موازي روايت مي شوند، افزود: هر قطعه و هر بند اين رمان ها را گاه مي توان به صورت مستقل در نظر گرفت و در كنار آن نيز مي توان اين تكه را به صورت يك كل منسجم در نظر گرفت.بي شك "براتيگان" رمان نويسي است كه با نگرش داستان كوتاه، رمان مي نويسد.
نويد در پايان سخنانش گفت: ايجاز چشمگير "براتيگان"، "ارنست همينگوي" را به ياد ما مي آورد . او در شخصيت پردازي به خصوص توصيف مكان از "چارلز ديكنز" بهره گرفته است، اما آنچه كه آثار او را برجسته مي كند؛ تشبيه و طنز بي نظير اوست.

Sunday, April 23, 2006 4:16:00 PM  
Blogger Nil said...

besiar khoob bood va az in etelaat khoshhal shodim. ama man tashkhis nemidam in nashenas hamoon nashenase ya oon nashenas in nashenase?:)) lotfan nashenasane aziz ye tafavoti beine khishtan ghael shavand ,hoom,ghael shavand ke che?

Sunday, April 23, 2006 10:59:00 PM  
Anonymous آنا said...

ناشناس عزیز خیلی ممنون از نوشتن این نقد!
راستی نیلوفر جان، پست آخرم راجع به همین موضوع هست،خواستی بخون

Monday, April 24, 2006 8:30:00 PM  
Anonymous آنا said...

ناشناس عزیز خیلی ممنون از نوشتن این نقد!
راستی نیلوفر جان، پست آخرم راجع به همین موضوع هست،خواستی بخون

Monday, April 24, 2006 8:33:00 PM  

Post a Comment

<< Home