Monday, March 13, 2006

خداوندگار

دلم آفرینش میخواد. ساختن. مدتها به آینده فکر کردم و اینکه شاید موسیقی رو ادامه بدم اما حالا به این نتیجه رسیدم که نه چون هر چقدر هم که نوازنده ی خوبی باشم هیچ وقت استعداد آفرینش و آهنگ سازی رو تو خودم ندیدم. شعر و ادامه بدم. راستش اصلا نمیدونم کجاش وایستادم هیچ وقت یه آدم موجه شعرامو نقد نکرده. اما دلم چوب میخواد آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید کسی رو نمیشناسید به من مجسمه تراشی با چوب یاد بده؟ من دلم آفرینش میخواد آفرینش! و این میلیست که خیلیها دارند و تنها گروهی زندگیشون رو بر پایه ی اون میزارند. وای من ژولیده به خود خندیدم. که رفتم مدیریت خوندم. نه اینکه کار بیهوده ای بوده باشه. کلی دید باز راجع به سیاست و سازمان و اقتصاد و بورس و بیمه پیدا کردم. اما حقیقت اینه که : من ژولیده به خود خندیدم

تحول

تپه ای سبز, زیبا
دانه گلها را, باد با خود آورد
دانه ای در نوک آن تپه ی سبز
رویید, باد تند آن را کند
دانه ای در آبراه
ابر و باران, جویبار
دانه ای نیز در دامنه سنگی کوه, رویید پا بر جا
دانه ای هم در دشت
بزکی آن را خورد
یکیشا ن را نیز من
در باغچه ی کوچک خود دادم آب
کودک همسایه, آه , چید آن را
هر روز من مینگرم
بر گل روییده بر آن سنگ بلند
سیم خار دار در دست
nil

7 Comments:

Anonymous Anonymous said...

سر یه کوه توی یه قهوه خونه عجیب
خیلی شبیه قهوه خونه ها دهات شمال
شنبه ای تنها نشسته بودم
یه کنده بزرگ کاج بود
دست هنرمندی از توی کنده یه عقاب آورده بود بیرون
با بالهای گشوده
مفصل نگاهش کردم
حلقه نیبلوگن واگنر رو شنیدی؟
این بابا تا چهل و اندی سالگی بوی از موسیقی نبرده بوده
شهرک غرب روبروی بازاچه گلستان یه کم بالاتر یه کلاس مجسمه سازی با چوب هست
نیل یعنی چی اونوقت :))))))))

Tuesday, March 14, 2006 2:43:00 AM  
Blogger Nil said...

هوم بسیار متشکر از راهنمایی. نه حلقه نیبلوگن واگنر رو نشنیدم. نیل یعنی نیلوفر و من دوست ندارم نیلو صدام کنن .و من توی منطق نامه منظورم بود دلایل کارهامون زیاد مهم نیست تا زمانی که خودمون از انجامش خوشحال باشیم اما هویت رو هیچ وقت خط نزدم. اما همون طور که نینا گفت خواننده هم دلایل خودشو داره و بسته به اون برداشت خودش و من هم به این معتقدم

Tuesday, March 14, 2006 10:32:00 AM  
Anonymous Anonymous said...

آبراکساز این انسان والا اسمش نیلوفره
دارم شاخ در می آرم در ضمن خندمم گرفته
مجبورم بگم
روحن و مرامن پسری
حالا میخواد خوشت بیاد میخواد نیاد
دختر غار نورد زیارت نکرده بودیم
:))

Tuesday, March 14, 2006 9:40:00 PM  
Anonymous P said...

chashmhaa raa baayad shost
jooreh digar baayad did.

Wednesday, March 15, 2006 12:35:00 AM  
Anonymous P said...

Yeh chizeh digeh ham mikhaastam begam. harvaght mibini ehsaaseh khalgh kardan daareh khafat mikoneh bedoon keh nemitooni baa aghlo mantegh halesh koni. nemitooni begi man injooriyam pas oonjoori nistam. beh maa hichvaght yaad nadaadan ehsaasemoono raahato aazaad nesoon bedim. hichvaght nazaashtan ehsaasemoon raahesho bekesheh harjaa keh delesh khaast bereh. khalaaghiyat yani hamin paayeh piano keh mishini yeh medaad keh dastet migiri bezaari ehsaaset bereh. bereh taa marzeh jonoon bereh oon door dooraa. as hich enteghaadiyam natarseh.

Wednesday, March 15, 2006 12:41:00 AM  
Blogger Nil said...

هوم جنسیت هم جزو مسائلیه که فکر منو خیلی مشغول کرده و آخرمنو به این نتیجه رسونده که جنسیت ساخت اجتماع و تعاملاتشه پس من که انقدر از ساختارهای جامعه خودمون بدم میاد هیچ لزومی نداره ازشون پیروی کنم اما تعریفی از پسرونه یا دخترونه رو هم نمیپزیرم. که آقایون جامعه عادت کردن وقتی از یه کار یه خانوم بخوان خیلی تعریف کنن میگن مردونه انجامش دادی اما نمیدونستم این شامل طرض فکر هم میشه :)) انسان والا :)) تا حالا نشنیده بودم

Thursday, March 16, 2006 6:29:00 PM  
Anonymous P said...

ehtemalan Nietzsche ziyaad khoondeh.

Thursday, March 16, 2006 8:39:00 PM  

Post a Comment

<< Home